تیمور لنگ و دیدن زادگاه هزاران رستم

پس از اینکه امیر تیمور جهانگشا به سیستان می آید به همراه گرشاسب سالار زابلستان به تفریح و تفرج در این سرزمین می پردازد. او دربارۀ دیدنیها و شنیدنیهای سیستان
می گوید:

گرشاسب سالار زابلستان چون فهمیده بود که من اشعار فردوسی را می پسندم از هر فرصت استفاده می کرد و شعری از فردوسی می خواند. در زابلستان من نواده های عده ای از پهلوانان را که در اشعار فردوسی از آنها نام برده شده است؛ دیدم و با آنها صحبت کردم. وقتی من قامت بلند مردان روستایی را می دیدم و گاوهای ستبر آنها را از نظر می گذرانیدم و می شنیدم که به زبان فارسی صحبت می کنند؛ یقین حاصل می نمودم که آنجا «زادگاه رستم، است فردوسی در اشعار خود از یک رستم نام برده و من در زابلستان «هزارها رستم» دیدم.

از چیزهایی که باعث حیرت من شد این بود که فهمیدم در زابلستان می توان درسال سه محصول برداشت زیرا هوا گرم و آب فراوان است ولی زمین آنقدر حاصلخیز است که سکنۀ زابلستان به دو محصول و در بعضی سالها به یک محصول اکتفا می نمایند و احتیاج ندارند دو محصول بردارند. امیر گرشاسب مرا سوار بر کشتی کرد و روی دریای هامون نیز گردش داد و به من گفت که در دورۀ رستم وسعت این دریا بیش از این بود که می بینی و به تدریج دریای هامون کوچک می شود و قسمت هایی از آن، که زیر آب بود؛ مبدل به خشکی می گردد شاید در هزار سال دیگر این دریا خشک شود و نواده های ما آن را نبینند.

نقل از کتاب: منم تیمور جهانگشا- ص 91 و 92.

/ 22 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهلاگوهری نسب

مطالبش فوق العاده خوب بودقابل تحسینه وبه اطلاعاتمون درموردسیستان افزوده شدمرسی استاد

محمد بهادر

از وبلاگ شما راضی وخشنودهستم دستتون درد نکنه

موسی پهلوان درینی

مطالب خوبی بود.مطمئنم برای کسانی که با سیبستان اشنایی ندارند خیلی مفیدهست

حکیم پرو

چرا دریاچه هامون در دوره رستم پر آب بوده است وموقعی که تیمور لنگ سوار کشتی می شود کوچک شده است .خیلی متشکرم از مطالب تون

حمید رضا نسیمی

واقعاهمینه

اوکاتی صادق

بهترین استفاده را بردم 277