یعقوب لیث سیستانی و انصاف

یعقوب در همه حال آدمی منصف بود. هرگز خشم او را از راه بِدَر نکرد. او هرگز وضع گذشته و فقر خود را از یاد نمی برد، از حوادث جالب زندگی او این بود که وقتی در اثنای سلطنت یکی از اغنیای سجستان را مؤاخذه کرد و مال او به تمام بگرفت و او را به ته نان محتاج ساخت. روزی آن مرد پیش یعقوب آمد، یعقوب از او پرسید که: امروز حالِ تو چون است؟

گفت: همچنان که دیروز حالِ تو بود!

یعقوب پس از کمی تأمل باز پرسید:

- مگر دیروز حال من چون بود؟

گفت: همچنین که امروز حال منست!

یعقوب ابتدا کمی در غضب شد و زمانی سرپیش انداخت و در خود بجوشید، لیکن بر سرِ انصاف آمد و او را بر آن سخن تحسین کرد و مال او به تمامی باز داد.

نقل از کتاب: یعقوب لیث- ص 293.

/ 7 نظر / 5 بازدید
نفیس ماندگار

سلام شما به جز قرآن های معمولی(معمولی از بابت جلد و صفهات،نه از بابت متن قرآن)قرآن دیگه ای دیدید؟ مثلا قرآن های قدیمی یا قرآنی که خطش ایرانی باشه ،نه عربی اونم مال حدود 300 سال پیش یا قرآنی که آقای خامنه ای تعریفش رو میکنه رو میشناسید؟ یا میدونید یه قرآنی هست که حتی استاد فرشچیان هم ازش تعریف کرده؟ اگه دوست داشتید بیاید تا آشنا بشید با یه قرآن خاص که هر کسی آرزوشه که داشته باشدش

عاطفه مهران پور

سلام خیلی مطالب خیلی عالی بود.

یعقوب بامری

سلام خوب بود استفاده کردم

حکیم پرو

خیلی متشکرم از وبلاگ تون،چرا صبحتی از شاهنامه نشده منظورم یعنی رستم پهلوان است لطفا هم درمورد رستم و رویدادهایش مطالبی بنویسید

mansuor sedighnia

سلام استاد عالی بود میتونه بهتر هم باشه با کمک بچه ها البته........

علی بلوچی

سلام خوبه ولی اگر از پهلوانان این سرزمین مثل رستم گفته شود خالی از لطف نیست