گزارش عملکرد شهرداری قسمت اول
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٦ : توسط : دکترغلامعلی خمر

(((بسمه تعالی)

جمعه این هفته  (12/ 4/ 94 ) وقتی در نماز جمعه جناب آقای حجت الاسلام کیخا از شهرداران قبلی سیستان خواست گزارشی از عملکرد و اقداماتی که برای  آبادانی و شادابی شهرشان داده اند  ارائه نمایند به فکر افتادم بخشی از تلاش یکساله شهرداری زابل (آذر 92 تا آذر 93) را برای تنویر افکار عمومی طی یک گزارش مصور تقدیم کنم.

البته تهیه گزارشی کتبی که بتواند همه ی حرف های تلمبار شده طی یکسال کار شبانه روزی در شهرداری زابل را منعکس کند به نظر محال می رسد.

اعتراف می کنم علیرغم اینکه اینجانب در دانشگاه تدریس میکنم و بیش از ده کتاب را به رشته تحریر در آوردم  که تعدادی از آنها در دانشگاههای معتبر ایران مثل دانشگاه تهران تدریس می شود ( کاربرد کامپیوتر؛ اصول و مبانی جغرافیای شهری ؛ فرهنگ واژگان کامپیوتر و سیستم اطلاعات جغرافیایی ؛ نقشه و نقشه خوانی و...) بیش از یکصدمقاله معتبر در مجلات علمی بین المللی و آمریکایی  و مجلات علمی پژوهشی داخلی دارم لهذا نگارش در باب ارائه گزارش عملکرد سخت است. لهذا در فرصتی اندک  مطالبی آماده نموده ام  که به قضاوت مردم شریف سیستان میگذارم .

-ورود من به شهرداری علیرغم اصرار بسیاری از دوستان اعم از دانشگاهی و یا آشنا به شرایط خدمت در شهرداری زابل ؛ فقط برای ادای دین به سرزمینی بود که هزینه های رشد مرا پرداخته بود.

-بعد از ابلاغ  حکم و تایید شهرداری  ؛ در دفتر مدیرکل امور شهری  ؛ اینجانب انصراف خود را از دریافت هرگونه وجهی بابت مدیریت ؛ حق ماموریت و  ... اعلام کردم که البته موجب تعجب حتی اعضای شورای  و ریاست محترم آن جناب آقای میر گردید چرا که حتی شورا  را در  اینمورد اطلاعی نداده بودم  البته تصورم این بود که شاید در تصمیم گیری آنها تاثیر بگذارد و بعدا مطرح شود که چون چیزی نمی خواسته رای آورده.

-عدم پارتی بازی – فامیل بازی همچنان که در سخنانم ور جلسات متعدد تکرار کردم کوچکترین تبعیض و تفاوتی بین افراد مختلف مراجعه کننده به شهرداری قائل نبودم و اجازه ندادم علیرغم عرف و سنت غلط حاکم در بعضی ارگانها کوچکترین سوء استفاده ای از امکانات شهرداری شود. وقتی عمویم به رحمت خداوندی رفت  (که بزرگ فامیل بودند و همه از ارادت من نسبت به ایشان خبر داشتند)؛ تا زمانی که نماز میت را میخواندند حتی مسئول آرامستان خبر نداشت  ؛ هیچ امتیاز و رانتی به آنها اختصاص نیافت و تمامی قبوض و هزینه های آرامستان پرداخت شده بود و گفتم به همه نشان دهند تا همه بدانند حرف های من  فقط ادعا نیست بلکه عمیقا بدان اعتقاد و سرلوحه کارم می باشد.این اتفاق در هنگام در گذشت عمه و بعد از مدتی دختر عمه من شکل گرفت و اقوام و نزدیکان ما پذیرفته  بودند  که کوچکترین رانتی به آشنایان و فامیل اختصاص نمی یابد.

-نیروی انسانی بیش از نیاز . در بدو ورودم به شهرداری متوجه استخدام بی رویه و غیر قانونی نیروی انسانی شدم . شهرداری بیش از هزار نفر شاغل داشت که بیش از 600 نفر فاقد مدارک استخدامی یا طی تشریفات اداری بودند. در همان روزهای اولیه کارم اعلام کردم  اجازه ورود و جذب نیرو را در شهرداری نمی دهم و تنها با انتقال ؛ ماموریت و جابه جایی نیرو  و تنها تعدادی محدود  آنهم به صورت موقت به صورت مشاورموافقت می شود.

 آمایش نیروی انسانی سرلوحه کار قرار گرفت . عده ای کارت پایان خدمت نداشتند؛ تعدادی حتی تبعه خارجی (افغانی) بودند  و عده ای هم بازنشست شدند. خوشبختانه این عدم پذیرش توصیه و جذب نیرو مفید واقع شد و موفق  شدیم طی یکسال  آمار نیروی انسانی را از 1000  به 700 نفر تقلیل دادیم

-در طی دوره یکساله خدمت در شهرداری از هیچکدام از امکانات شهرداری استفاده نکردم نه از خانه سازمانی و نه ارائه سریس به همسرم و فرزندانم جهت ایاب وذهاب به مدرسه؛ حتی برای خرید های روزانه سعی میکردم با وسیله نقلیه شخصی  استفاده کنم . بارها همکاران در صف نانوایی اینجانب را دیده اند و خواسته اند فرد دیگری را برای اینکار بفرستم. بارها مسیر خانه تا شهرداری را با پای پیاده  و یا با ماشین شخصی ام رفته ام.

هزینه های تلفن همراهم که از مرز 200 هزارتومان هم میگذشت خودم پرداخت می کردم با عنایت به اینکه بیشتر تماسهای من در رابطه با کار شهرداری بود.

-عدم تعهد مالی برای شهرداری ـ . هرگز سعی نکردم هزینه ای را به شهرداری تحمیل کنم . حتی برای یکبار در شهرداری هزینه ناهار و شامی را تقبل نکردم و در محیط کاری ام هیچ موقع بساط ناهار و شامی برپا نشد.فقط یک بار رییس سازما ن اتوبوسرانی بدلیل میهمانان خارج از شهر و شورا؛ ناهاری را تدارک دید که مورد خطاب و برخورد اینجانب قرار گرفت.

برگزاری شب شعر در شهرداری با کمترین هزینه ها برگزار شد و حتی جایزه های آن را هم از حساب خودم پرداخت کردم .

-کار شبانه روزی   بدون مرخصی  و حضور منظم   برگزاری جلسات در شب. در طول خدمت یکساله ام به مرخصی نرفتم. در گرمای شدید زابل  و در اوج بارشهای برف و بوران و وزش گرد وغبار یا ریزگردهای معروف به طور مستمر در محیط کاری ام بودم و همپای کارکنان خدوم شهرداری در زادگاهم ادای دین می کردم. یادم میاد یک روز که پس از هماهنگیهای لازم با فرماندار و شورا میخواستم برای یک روز به اتفاق خانواده به زاهدان برویم به محض دریافت خبر بروز طوفان در سیستان از میانه راه برگشتم و قبل از ظهر در جلسه ستاد بحران حاضر شدم . آقای فرماندار می تواند گواهی بدهد.

– برگزاری منظم و با برنامه با مدیران ارشد شهرداری- بیان همه برنامه ها و گرفتن راهکار از خود کارکنان و سهیم کردن آنها در طرحهای شهرداری.

همه برنامه ها و برنامه ریزیها در اتاق کنفرانس شهرداری مطرح وپس از بررسیهای کارشناسانه مدیران شهرداری اجرایی میشد.

به اعتراف مدیران بیشترین جلسات و نظرسنجی ها و رای جمعی در دوره اینجانب صورت گرفته بود.