سیره عملی ائمه و نامه ای افتخارآفرین و عبرت آموز از امیرکبیر به ناصرالدین شاه
ساعت ٧:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٩ : توسط : دکترغلامعلی خمر

شاید کلید بسیاری از گره های امروز جامعه ما در مطالعه تاریخ و سرگذشت بزرگان نهفته باشد.

نیاز مبرم داریم نسل جدید را با تجربیات تلخ و شیرین و به خصوص گامها؛ سخنان و سیاست های بزرگان علم و تدبیر و عدالت آشنا سازیم.

در ایام حکومت سید صالحان، امیرمؤمنان علی علیه‏السلام عده‏ای از رؤسا می‏خواستند برای کاری به حضور ایشان برسند. ابن ‏عباس با عجله نزد آن حضرت آمد و عرض کرد: یا امیرمؤمنان، عده‏ای از رؤسا قصد شرف‏یابی به حضور شما را دارند. حضرت که وضع ابن‏ عباس را دید، در حالی که کفشهایش را وصله می‏زد، در وصف حکومت و بی‏ ارزشی آن فرمود: «و الله لهی احب الی من امرتکم الا أن أقیم حقا أو أدفع باطلا ؛ به خدا سوگند این کفش‏های کهنه از امارت و ریاست بر شما، نزد من عزیزتر است مگر آنکه حقی را بستانم و باطلی را از بین ببرم». آن حضرت زمانی این جمله را بر زبان آورد که رئیس بزرگ‏ترین و مهم‏ترین حکومت روی کره‏ی زمین بود. چنین چیزی در تاریخ کم نظیر است.

امیر کبیر ایران در دورانی که سراسر فساد و زیاده خواهی بود دست به اقداماتی جاودانه و مردانه زد که هر چند سرانجام به قتلش انجامید ولی باعث برافروختن مشعلی شد که چراغ راه بسیاری شد تا همگان بدانند بیشه شیران ایران هیچگاه خالی از مردان بزرگ نبوده و نخواهدبود.

مردانی که آبادانی کشور و شهرشان را پای میز مذاکره و مصلحت معامله نمی کنند.

درود بر شرفشان و درود برشرف همه کسانی که رهرو واقعی وعملی این بزرگان هستند.

گوش دل را یک زمان این سو بدار          تا بگویم با تو از اسرار یار

بشنوید ای دوستان این داستان           خود حقیقت نقد حال ماست آن

و اما نامه:

قربانت شوم

الساعه که در ایوان منزل با همشیره همایونی به شکستن لبه نان مشغولم خبر رسید که شاهزاده موثق الدوله حاکم قم را که به جرم ارتشاء معزول کرده بودم به توصیه عمه خود ابقاء فرموده و سخن هزل بر زبان رانده اید. فرستادم او را تحت الحفظ بتهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره امور مملکت با توصیه عمه و خاله نمی شود.    تقی