شهرهای آینده
ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٦ : توسط : دکترغلامعلی خمر

به سوی شهر آینده

چالش خلق شکل­های سکونت­گاهی جدید و برتر، فکر فلاسفه، معماران، برنامه­ریزان و تئوریسین­های شهری را برای قرن­ها مشغول کرده است. فراوانی شکل­های شهری جدید ارائه شده شامل طراحی­های ایده­آلیستی مانند مدینه فاضله افلاطون، یوتوپیای مور و والدن مربوط به سکاینر همچنین محیط­های ساخته شده واقعی مانند جامعه انیدا در ایالات متحده امریکا و شهر جدید بریتانیا می­باشد.

آنچه مسلم است این است که آرزو برای بهسازی کیفیت زندگی و پیشگویی روی شکل شهری آینده به صورت یک عامل قدرتمند و پیش برنده  در جغرافیای شهری باقی می­ماند.

مدل­های اصلی معاصر در مورد شکل شهری آینده شامل موارد زیر است:

1-شهر سبز. آرزوی توسعه برنامه­ریزی شهری در بستر محیط زیست طبیعی محلی جنبه مرکزی و محوری در مفهوم باغشهر موارد داشت .

گدس (1915) همچنین معتقد بود که برنامه­ریزی شهری بایستی متکی به دانش مناطق طبیعی و منابع آن باشد و به­خصوص اینکه حوزه رودخانه­ای واحدی مناسب طبیعی برای توسعه شهری بود.

با پیش­بینی اثرات وسیله نقلیه روی توسعه شهر، گدس پیشنهاد سکونت­گاه شهری ستاره­ای را داد که به محورهای فضای طبیعی اجازه نفوذ به داخل شهر را می­دهد. این شیوه حل مسئله از طریق طراحی همراه طبیعت بعداً توسط مک هارگ (1969) تکمیل شد که طرفداری از بررسی دقیق شرایط محیطی یک منطقه قبل از توسعه شهری جهت شناسایی آن مناطقی که در آن شهرنشینی کمترین صدمه را به اکوسیستم­های طبیعی می­زنند را می­نمود.

 برعکس هاوارد، مک هارگ کمتر نگران ابعاد بشری توسعه شهری نسبت به اثرات آن روی طبیعت بود. این نسبت برنامه­ریزی­ هماهنگ با محیط زیست طبیعی و پایگاه طبیعی در مفهوم شهر ـ اکو ادامه می­یابد که متکی به اصول تکنولوژی مناسب، توسعه اقتصادی جامعه، اکولوژی اجتماعی، بیومنطقه­گرایی، جنبش سبز و توسعه پایدار می­باشد.

2- شهر پراکنده. پیش­برد سکونت­گاه­های پراکنده یا تمرکز زدایی شده به­عنوان جایگزین در مقابل شهرهای بزرگ، قسمتی از طریق شهر سبز است. موضوع­های کلیدی مدل ایده­آل شامل مرکزیت در مقیاس کم اقتصاد و تشکیلات سیاسی، توانمندسازی سیاسی اجتماع محلی، تأکید روی عمل دسته­جمعی، اتکای بخود اقتصاد محلی شامل کشاورزی و صنعت، استفاده مناسب از تکنولوژی­ها، بازیابی و استفاده مجدد از مواد، و ارزش قائل شدن به مناطق اکولوژیک یا مناطق تأمین منبع به­عنوان مرزهای سیاسی بالقوه می­باشد. موضوع تمرکززدایی به نهایت دامنه خود در حومه­نشینی با تراکم کم (یک خانواده در هر آکر) و با تکنولوژی بالا که توسط رایت (1974) پیشنهاد شد، رسید که در آن مردم به طبیعت نزدیک­تر می­شدند که تشویق به حرکت غریزی انزوای چادرنشینی بجای اصراربر بودن به­عنوان بخشی از توده شهری می­کرد. این شکل غیرشهری پراکندگی شهری، تشدیدکننده مصرف انرژی و مروج بی­بندوباری در بهره­برداری از منابع است.

3- شهر فشرده. پیشنهادهای قرن بیستم برای زندگی شهری پرتراکم بخصوص مربوط به ساختمان­های مسکونی بلندمرتبه (پرطبقه) می­شود که در اثر پیشرفت تکنولوژی امکان­پذیر شدند این موضوع به شکل گرافیکی در طرح لوکربوزیه (1929) برای شهر معاصر با 3 میلیون جمعیت  و در طرح سولاسی (1969) شهر سه­بعدی نمایان است. هرچند این طراحی­های احتمال ساخته شدن در آینده نزدیک را ندارند، مفهوم فشرده بودن، تراکم بالا، استفاده مختلط از شهر به­عنوان شکل دارای کارایی انرژی برای توسعه شهری که کاهش­دهنده مسافت­های سفر و حداکثرکننده چشم­اندازها برای فراهم­سازی حمل و نقل عمومی است، پیشنهاد شده است.

همان­طور که ملاحظه نموده­ایم، عده­ای امتیازات مصرف انرژی شهر فشرده را مورد تردید قرار داده­اند با اصرار بر اینکه هرچند تمرکزگرایی مشاغل و منازل مسافت­های سفر را کم نموده ولی تراکم و ازدحام در مناطق شهری جبران هرگونه منافع دریافتی حاصل از مسافت­های سفر کوتاه­تر را می­نماید.

 این مطلب توسط حرکت گریز از مرکز فعالیت­های اقتصادی تائید می­شود و در سلیقه شیوه زندگی بازتاب می­یابد. به­طور واضح، با وجود امتیازات احتمالی در مورد انرژی، مشکل عملی اساسی در مورد پیشنهاد یک شهر فشرده این است که این موضوع مستلزم وارونه شدن روند تمرکززدایی است که شاخصه توسعه شهری جوامع پیشرفته در طول نیم­ قرن گذشته محسوب می­شود.

میزان اجبار لازم برای وارونه نمودن این روند، از طریق  برنامه­ریزی یا مکانیسم­های مالیاتی، احتمال مقبولیت سیاسی در جامعه غربی را ندارد.

شهرها به سمت بیرون و بالا گسترش یافته‌‌اند و به ندرت در جهت پایین گسترده شده‌اند.

یک تغییر در مدل فشرده شهر، استفاده از فضای زیرزمینی برای گسترده‌سازی شهری می‌باشد.

یک شبکه 30 کیلومتری از راهروهای زیرزمینی و فضاهای عمومی را که با دنیای بالای زمین ادغام شده است را توسعه داده است.

4- شهر منطقه­ای. اشکال متنوع تراکم تمرکززدایی در ارتباط با توسعه پایدار پیشنهاد شده است.

لینچ (1981)، از ایجاد یک شهر منطقه­ای شامل یک سری از جوامع متوسط از نظر اندازه که توسط مناطق وسیع فضای باز و مرتبط به راه­های اصلی محصور شده­اند، طرفداری نمود.

 لینچ (1961) امکان تشکیل یک شهر حلقه­ای با مراکز قوی حاشیه شهری که اطراف مناطق مادرشهری در امریکای شمالی توسعه یافته­اند را یادآور شد. شیوه حل مسئله از طریق کهکشانی نمودن سکونت­گاه­ها اهمیت تصور گروئن (1973) در مورد بافت سلولی مادرشهری را می­رساند.

این شیوه هدفش استفاده از منافع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مراکز شهری در دسترس برای همه ساکنین منطقه شهری از طریق طراحی یک منظومه از سی شهرک است که هر کدام 50.000 جمعیت دارند و از محلات و مناطق همسایگی کوچک­تر (19000 نفره) در اطراف یک منطقه مرکز شهری  65.000 نفری تشکیل می­شوند.

مدلی که از نظر مفهوم شبیه به نمونه بزرگ شده منطقه شهر اجتماعی هاوارد می­باشد..

5- شهر شبکه­ای. فرآیندهای اقتصادی- سیاسی گذرا که به ظهور شهرهای جهان منجر شده­اند، در شکل شهر و توسعه آن در سطح منطقه­ای به وسیله رشد شهرهای کریدوری که اتصال­دهنده مراکز تراکم دانش به مادرشهرهای گسترده­تر همانند مورد کریدور لندن- کمبریج هستند تأثیر و نفوذ دارند.

در چنین  سیستم­های زوج مرکزی ارتباطات نزدیک بین مکان­های مکمل بیشتر از نظر نقش و کار مهم، ممزوج شده­اند تا نزدیکی فیزیکی. تعداد کم ولی در حال رشدی از تجمع­های شهری مدرن شامل شبکه پیچیده­ای از شهرهای کریدوری است که روابط کاری و مکانی آنها فراهم­کننده امتیازات رقابتی در مقابل بعضی از رقبای تک­مرکزی­شان می­باشد. یک مثال از این شهرهای شبکه­ای راندستاند هلند است، درحالی­که منطقه کانساک ژاپن یک مورد مخصوصاً ابداعی به­شمار می­رود.

بعضی از ناظران ادعا می­کنند که بعضی از شهرهای شبکه­ای ممکن است از تنوع و خلاقیت بیشتر، تراکم کمتر و آزادی­ مکانی بیشتر نسبت به شهرهای تک­مرکزی با ابعاد قابل مقایسه با آنها بهره­مند باشند و اینکه مدل فوق ممکن است قابل استفاده خاص برای شهرهای هنوز درحال رشد جهان باشد.

6- شهر اطلاعات محور. در جوامع پیشرفته، جهانی شدن، صنعت­زدایی و رشد اقتصاد خدمت محور، متکی به به­کارگیری دانش و اطلاعات که توسط پیشرفت­ها در تله­ماتیک تسهیل گردیده، خیلی از شهرهای صنعتی را مبدل به شهرهای اطلاعات محورصنعتی نموده است.

به­طور مثال در خیلی از شهرهای امریکای شمالی و اروپایی بعضی از خدمات عمومی از طریق تله­ماتیک عرضه می­شوند. عوض شدن دفاتر فیزیکی مربوط به خدمات دولتی،  با کیوسک­های صفحات لمسی در محیط الکترونیکی در مراکز و پاساژهای خرید می­تواند هزینه­ها را کاهش داده و کیفیت و بموقع نبودن عرضه اطلاعات به شهروندان را بهبود بخشد. با وجود این، اثر تله­ماتیک روی شکل شهری مهم است. پیشنهاد اینکه جریان­های اطلاعات الکترونیکی متکی به تله­ماتیک می­تواند جانشینی برای جریان­های فیزیکی تشدیدکننده مصرف انرژی و پرخسارت گردد و از این حقیقت غفلت می­کنند که تله­ماتیک می­تواند محرک سفر بیشتر گردد زیرا شکل­های ارزان­تر و گسترده­تر از نظر دسترسی ارتباطات، ایجادکننده نیازهای جدید برای حرکت­های فیزیکی مردم و کالاها می­شوند. خدمات جدید مانند سیستم­های اطلاعات جاده­ای و راهنمای اتوماتیک مسیر می­تواند به رانندگان در اجتناب از تراکم، بهسازی جذابیت شبکه جاده­ای کمک کند. به­علاوه، برای خیلی از فعالیت­های بشری، ارتباطات راه دور جانشینی کافی به­جای تماس رودررو نیست. در شهر اطلاعات محور، هرچند مصرف انرژی ممکن است به وسیله جانشین شدن مختصر الکترونیک به­جای حرکت­های فیزیکی کاهش یابد، به همان اندازه هم می­تواند افزایش یابد زیرا ترکیب قدرت تمرکززدایی اتومبیل و تله­ماتیک منجر به منطقه گسترده­تر و پراکنده­تر مادرشهری می­شود. بعضی کم­رنگ شدن مسافت و زمان توسط تله­ماتیک را به­عنوان مژده به یک روند افراطی تمرکززدایی شهری که به­طور چاره­ناپذیر منجر به منحل شدن شهر خواهد شد، می­بینند. سایر تئوریسین­ها تکنولوژی­های ارتباطات مدرن را ارتقاءدهنده قدرت شهر از طریق تقویت مرکزیت شهرها در میان شبکه­های ارتباطی گره­ای می­بینند. هرچند بعضی از فعالیت­ها از شهرها پراکنده خواهند شد، علیرغم فاصله فیزیکی، آنها هنوز تحت کنترل نقش­ها و کارهای رده بالاتر متکی به شهر باقی می­مانند.

اثر اجتماعی تله­­ماتیک دوگانه است. تله­ماتیک ممکن است تغییر شهری پیشرو از نظر اجتماعی را از طریق غلبه بر جداماندگی افراد ناتوان، محدودیت منزل، و گروه­های به حاشیه رانده شده ایجاد کند اما آنهایی که از جامعه اطلاعات محور جدا شده باشند احتمال بهره بردنشان کم است، بعضی از تکنولوژی­ها (مانند تلویزیون مداربسته) می­تواند حتی برای بهره­کشی و نظارت بر آنها به­طور مؤثرتر به­کار گرفته شود، در حالیکه گروه­های ثروتمند به سیستم شهری جهانی از طریق اینترنت، پست الکترونیکی خرید از راه دور، امور بانکی از راه دور و رفت و آمد از راه دور متصل خواهند شد، دیگران محدود به محلات قومی اطلاعات محور خواهند بود که در آن حتی یک سرویس تلفنی به­طور عمومی امکان­پذیر نیست.

شهر اطلاعات محور احتمالاً از نظر اجتماعی بیشتر تقسیم شده و قطبی خواهد شد زیرا فضاهای فیزیکی و الکترونیکی به طرق جدید مورد استفاده قرار خواهند گرفت.

یک نگرش در مورد شکل شهر اطلاعات محور توسط سرمایه­گذاری ژاپنی متکی به ارتباطات در شهرهای جدید در قرن بیست و یکم ارائه شده است  که شامل شهرهای علمی، مانند تسوکوبه و کان سای، برنامه­ی قطب تکنولوژی ملی و مشارکت در یک شهر چندکاره طراحی شده برای آدلاید در استرالیا می­شود.

 

7- شهر مجازی شهر مجازی یک گسترش از مفهوم شهر اطلاعات محور است. برای بعضی از تصورکنندگان مدینه فاضله متکی به ارتباطات الکترونیکی، شهر مجازی ارائه­کننده یک محیط شهری آینده است که از محدودیت­های گره­خورده به مکان تعامل­های آزاد شده است. برای دیگران شهر مجازی مژده یک آینده شهری دستپان را می­دهد که دارای ویژگی­های جدایی­گزینی اجتماعی از نوع نمایش داده شده در فیلم­هایی مانند جوج درید بدرانر می­باشد.

این قرائت­های افراطی ازشهر آینده متکی به شکلی از تکنولوژی به­عنوان عامل تعیین­کننده هستند که قدرت جامعه را برای تحت تأثیر قراردادن استفاده از ابتکارات و ابداعات تله­ماتیک،موردغفلت قرارمی­دهد.

واقع­بینانه­تر اینکه، پیشرفت­ها در ارتباطات راه دور برای ارتقاء زندگی شهری حداقل از دو طریق به­کار خواهد رفت اول، از طریق تعیین مکان جهانی که در آن تله­ماتیک برای جذب سرمایه­­گذاری به سمت داخل استفاده می­شود، همان­طور که در ساختن وب­سایت­های شهر که برای بازاریابی شهرها به­عنوان گره­ها برای خدمت پیشرفته و فعالیت­های تولید صنعتی و برای توریسم برگزیدگان و تجارت کنفرانسی مثل “http//www.city.net/” آشکار است. دوم، از طریق شیوه حل مسئله به روش  توسعه است که در آن تله­ماتیک در یک کوشش برای غلبه بر تقسیم شدن اقتصادی اجتماعی

و فرهنگی زندگی شهری معاصر به­کار گرفته می­شود و به این وسیله قدرت و تازگی تجدیدشده­ای به موقعیت محلی در میان دنیای جهانی شده، داده می­شود. این کار دربرگیرنده ابتکارات در گستره­ای از جامعه تلویزیون و فضاهای عمومی الکترونیک تا شهرهای مجازی مانند دیجیتال ستد در آمستردام می­باشد.  

همچنان­که انقلاب تله­ماتیک در جوامع پیشرفته سرمایه­­داری پیش می­رود، توجه جغرافیدانان شهری به تعامل برگشتی بین فضای فیزیکی و فضای الکترونیکی بین جوامع متکی به مکان و جوامع مجازی بلامکان در شهرهای آینده معطوف می­شود.

 برای اکثریت جمعیت شهری جهانی، ایده شهر مجازی با واقعیت زندگی روزمره تضاد دارد. به­علاوه، شهر چیزی بیش از فضای جریان­های الکترونیکی است.

آنچه من به آن به­عنوان شهر اشاره می­کنیم شهری است که دارای تجربیات منظر، صدا، دود و بو، احساس و تعامل انسانی می­باشد، نمی­تواند با محیط شهر مجازی جایگزین شود. همان­طور که ملاحظه نمودیم وجود سازمان پیچیده اجتماعی ـ فضایی که به نام شهر شناخته می­شود. یک عضو غیرقابل تفکیک در رشد تمدن است و به نظر می­رسد که تا آینده نیز این چنین قابل پیش­بینی بماند.