نظام شهری سیستان و بلوچستان و ناحیه سیستان
ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۳ : توسط : دکترغلامعلی خمر

بررسی تحولات نخست شهری در استان سیستان و بلوچستان وناحیه با سه روش شاخص های نخست شهری ،شاخص عدم تمرکز و مقایسه توزیع رتبه اندازه صورت گرفته است.

نتایج تحقیق بروجود رشدانگلی نخست شهری در سطح استان وناحیه دلالت می کند .با این تفاوت که هرچه ازسطح ملی به سطوح پایین تر شهری میرویم فاصله وشکاف شهرها بیشتر وحرکت به سوی عدم تمرکز بیشتر می شود مثلا درمقایسه ای که بین فاصله بین نخست شهرملی ،استانی وناحیه ای انجام می شود این فاصله معنی دار رخنمون بیشتری دارد. درسرشماری سال 1385 تهران حدود 2/3 برابر دومین کلان شهر یعنی مشهد( 7705036 -2410800)دراستان سیستان وبلوچستان ،زاهدان 2/4 برابرشهردوم زابل  (567449-  136956) درناحیه زابل ،شهرزابل حدود 12 برابر شهردوم ناحیه یعنی شهرزهک  (136956 - 11401)بوده است .

 توزیع نظام شهری درهرسه سطح کشور از سال 1335 تا 1355 باروند تمرکز بیش از حد و یا نخست شهری بیشتر همراه بوده واز سال 1355به بعد و تا 1385 به تدریج از تمرکز ان کاسته  شده وبه سمت توزیع متناسب تری در حال حرکت بوده است . نتایج به کارگیری هر سه روش این روند را تایید می کنند .

عوامل متعددی بر ازهم گسیختگی نظام شبکه شهری استان وناحیه سیستان تاثیر داشته اند که از آنجمله می توان به موارد زیراشاره نمود:

1-تمرکزگرایی، سرمایه گذاری در زیرساخت ها ی  شهری و واگذاری اختیارات به نهادهای دولتی درشهرهای استان به نسبت بزرگی واهمیت آنها در سلسله مرتب سیاسی اداری کشور

2-عوامل طبیعی که بابروزخشکسالیهای پی درپی باعث تشدیدحرکت جمعیت به نواحی مناسب وبرخوردار شهری ناحیه واستان همراه بوده است.

3-همسایه گی باکشور مشکل دار ونیازمند افغانستان که ازطرفی بامهاجرت نیروی کار ارزان باعث رشد ورونق ساختمان سازی درشهرشده واز طرف دیگر شهرهای استان وناحیه رابه بازارهای عمده فروشی مبدل ساختند.

3-افت ونزول کشاورزی و درآمدهای ناشی ازآن که بالطبع باعث حرکت به شهرها ومتروک وکم جمعیت شدن روستاها شده است

4- اما دلایل دیگری نیز درعدم رشد مناسب وهمگون نظام شهری سیستان دخالت دارندکه به اختصارعبارتنداز:

- عدم وجود کشاورزی قابل توجه درمقایسه با مناطق کشاورزی کشورکه مازاد تولیدات کشاورزی داشته باشندکه به تواند انباشت سرمایه بوجودآورد.

  - نبود صنعت چشمگیر برای  توسعه شهری -  نبودخدمات برتر برای تقویت عملکردشهری

- توجه خاص دولت به توسعه دیوانسالاری

از آنجایی که . سهم بخش کشاورزی،معدن وصنعت درحال حاضردرتوزیع شاغلین بخشهای اقتصادی زاهدان مجموعا9درصد می باشدومابقی را بخش خدمات به خودجذب کرده است.دولت خودبالاترین درصدجذب به لحاظ اشتغال دربخشهای کارمندی رابه خود اختصاص داده است.

 این مسئله براین مهم تاکید داردکه همچنانی که دولت نقش مهم واساسی رشدشهروشهرنشینی ودرنهایت زایش نخست شهری دارد می تواند با به کارگیری سیاست هایی از قبیل تمرکززدایی، سرمایه گذاری در زیرساخت ها ی بین شهری و واگذاری اختیارات به نهادهای منطقه ای و محلی از تمرکز بیش از حد در نخست شهرها جلوگیری نمایند ،نظام شهری کارآمد ومطلوبی را پی ریز نماید.

مهمترین مشکل نظام شهری درهرسه سطح ناپدیدشدن شدن شهرهای میانی یا واسط است که تقویت وحمایتشان بسیارضروری به نظر می رسد.

همچنان که دربند ب کنفرانس زمین در ریو آمده که : ب) مدیریت اسکان بشر را اصلاح کنید

مدیریت شهری را اصلاح کنید، سیستم های داده شهری را تقویت نمائید، توسعه شهرهای میانی یا واسط را تشویق کنید.نیازجدی برای حمایت وتقویت شهرهای واسط احساس می شود.

به نظر میرسد برای ایجاد هماهنگی وساماندهی نظام شهری درهمه سطوح ،مشارکت فعالانه ودرگیرانه همه مسئولین رده های شهری رابه صورت نظام مند نیازمندیم دراین راستا میتوان با اتخاذ سیاست های تمرکززدایی در قانون برنامه های توسعه اقتصادی ، اجتماعی فرهنگی ، همچون نظام درآمد- هزینه استان و تشکیل شورای برنامه ریزی و توسعه در هراستان به ریاست استاندار ،  و تشکیل کار گروه های تخصصی آن ؛ ؛ اتخاذ سیاست های آمایش سرزمین و توازن منطقه ای و همچنین تصویب وابلاغ ضوابط ملی آمایش سرزمین  که در آن نه تنها"کاهش تمرکز و تراکم جمعیت و فعالیت در مناطق پر تراکم کشور ، به ویژه تهران و اصفهان و... بلکه زیرمجموعه های استانی وشهرستانی هم دیده شود به عبارت دیگر خلاء موجودبین کلان شهر تهران ومشهد رانباید از طریق ایجاد شکاف وعدم تمرکز دربین سطوح پایین ترجبران کنیم .مسلما برنامه ها ی جامع وسیستماتیک که با الهام ازدیدگاه سه بعدی وفضایی جغرافیایی درهمه سطوح طراحی می شود زمینه ساز تمرکز زدایی ناحیه های شهری سپس استانی ودرآینده ای نه چندان دور تاثیر مثبت وپایداری را در تعادل بیشتر نظام شهری درسطح ملی وتهران خواهد گذاشت.