سیستان انبار غله آسیا
ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٤ : توسط : دکترغلامعلی خمر

به عقیده زردتشتیان سیستان یازدهمین سرزمین نیکویی است که در اهورامزدا آن را به بهترین وجهی بیافریند. سیستان منطقه وسیعی در شرق فلات ایران را شامل می گردد و در تمام کشور از اهمیت تاریخی، سیاسی، استراتژیکی، اقتصادی و فرهنگی ویژه ای برخوردار است. این منطقه زرخیز بر کناره های دلتای زیبای هیرمند، دریاچه هامون، (بزرگترین دریاچه آب شیرین فلات ایران) و آثار بی نظیر باستانی شهر سوخته سر برآورده و خبر از رونق شهرنشینی، حاصلخیزی و شکوه و عظمت سیستان در روزگاران کهن دارد.

منطقه وسیع و باستانی سیستان به عنوان بزرگترین قطب کشاورزی در مقیاس ملی در منطقه شرق و جنوب شرق کشور از اهمیت اقتصادی بی نظیری برخوردار است. بنا بر مستندات تاریخی، سیستان از حیث اراضی و مزارع سرآمد زمینهای روی زمین است به نحوی که از یک تخم 500 الی 1000 تخم برداشت مکرر از زمینها دیده شده است و عنوان پر افتخار انبار غله آسیا بر تارک این مهد تمدن کهن ایران زمین می درخشد. سکستان دوره قبل از اسلام و سیستان عصر اسلامی به خاطر سرسبزی و کشاورزی پیشرفته در طول تاریخ به نامهای دره نیل، مصر ثانی، انبار غله آسیا و سرزمین توانگران معروف بوده است. تمام کتابهای تاریخی و سفرنامه های جهانگردان سخن از رونق اقتصادی و اجتماعی سیستان دارند به طوری که رونق اقتصادی سیستان در قرن دوم و سوم (ه.ق) به گونه ای بوده است که یعقوب لیث برای مردم آسیب پذیر نوعی بیمه اجتماعی در نظر گرفته بود و هر که از پانصد درهم وسعت مالی داشت از او خراج نمی گرفت و او را صدقه می داد.

اصطخری جغرافیا نویس مشهور می نویسد «سیستان ولایتی پر نعمت است و خرما بسیار دارد و مردمان سیستان بیشتر مردمان توانگر می باشند و از بیابانی که میان سیستان و مکران است غله بسیار خیزد.

شکوفایی اقتصاد سیستان در هنگام فتح توسط اعراب به اندازه ای بود که فقط مالیات شهر زرنج یک میلیون سکه طلا در سال می شد. آقای پرفسور توژی باستان شناس معروف ایتالیایی در مورد عظمت و پیشرفته بودن تمدن کهن سیستان می گوید:

«عظمت آثار شهر سوخته نباید این پندار را به وجود آورد که پیدایش و شکوفایی این تمدن برخلاف زمان حال، در موقعیت طبیعی مناسبی بوده است. آب و هوا در گذشته و حال تغییر اساسی ننموده و میزان آب هیرمند نیز در طول این مدت ثابت بوده است. ولی در حقیقت باید گفت این تمدن عظیم و پیشرفته در هزاران سال قبل حاصل کار انسانها بوده و بدون مسلم بدون صرف میلیونها ساعت کار برای حفر کانالهای عظیم آبیاری و کار دسته جمعی در زمینه تولیدات کشاورزی امکان بوجود آوردن این تمدن و امکان تمرکز هزاران نفر در یک محل، در حدود چهار هزار سال را فراهم نمی آورده است.»

شاخص های اقتصادی گذشته تمدن بی نظیر سیستان

- قدیمی ترین نشانه های رونق اقتصادی سیستان در شهر سوخته از هزاره های سوم و چهارم قبل از میلاد شناسایی شده است. شهر سوخته که بزرگترین استقرار شهر نشینی در نیمه شرقی فلات ایران بوده و در دوران اوج خود با تقسیم کار و تولید انبوه (پس از ورود مواد اولیه) با اقصی نقاط فلات ایران در ارتباط بوده است(به عنوان مثال می توان از لاجوردی که در این محل پرداخته شده اشاره نمو د که در بین النهرین شناسایی گردیده)

- بنا به گفته هرودت مالیات سیستان در دوران هخامنشی پس از مصر و میان رودان پاکستان در رتبه سوم قرار گرفته و مابقی استانهای هخامنشی بسیار پایین تر از سیستان هستند که این موضوع بیانگر رونق اقتصادی سیستان در این دوره می باشد. اعطاء لقب یاریگر به مردم سیستان توسط بزرگترین امپراتور وقت جهان و بنیانگزار امپراتوری ایرانیان یعنی کوروش بزرگ بیانگر اهمیت اقتصادی سیاسی و فرهنگی سیستان می باشد.

 در دوره سامانی دو نقطه از ایران به رشد شهر نشینی رسیدند که از چشم تاریخ دور نماند و آن دو سیستان و خوزستان بودند.

توجه به این نکته ضروری است که توسعه شهر نشینی بدون توسعه اقتصادی- اجتماعی امکان پذیر نمی باشد. تاملی در واژه هیرمند یا هئتومنت به معنای (جایگاه سد) ریشه تاریخی دانش سد سازی در سیستان را به دوران اشکانی و ساسانی میرساند و اهمیت کشاورزی در این دوره را نشان می دهد. با توجه به این که در دوره ساسانی چندین سد در سیستان شناسایی شده اند می توان گفت که این دوره (دوره ساسانیان) سیستان از مناطق سبز و خرم بود.

- وجود تنوع در کشاورزی سیستان از کشت نیشکر تا کشت حنا و انواع میوه ها که همه ساله صادر گردیده اند.

-  شکوفایی اقتصاد سیستان در هنگام فتح توسط اعراب به اندازه های بود که فقط مالیات شهر زرنج یک میلیون سکه طلا در سال بوده است.

- اهمیت سیستان در دستگاه خلافت بقدری زیاد بود که روزی لیث بن توسل در ازای خدمتی از زبان هارون خلیفه شنید که فعلاً حکومت مصر را به تو می دهم و اگر در آنجا درست خدمت کردی باز تو را به سیستان می فرستم تا کارت بالا بگیرد.

به نقل از کتاب تاریخ سیستان، تصحیح ملک الشعراء بهار و دیگر شهری است بذات خویش قائم که به هیچ شهری محتاج نیست که اگر کاروان گسسته گردد هیچ چیز از نعمتهای الوان و جامهای بزرگوار و آنچه ملوک را و اهل مروت را باید، هم اندر آن شهر یافت می شود که به جای دیگر حاجتی نیابد و به زیادت باشد و زمستان میوه تر باشد همچنان که تابستان و سال تا سال نیکو و همه ساله بره شیر مست یافت شود و ماهی تازه به همه اوقات که ایزد تعالی آن را اندر کتاب خود ستوده است.

رونق اقتصادی سیستان در قرن دوم و سوم به گونه ای بوده است که یعقوب لیث صفاری برای مردم آسیب پذیر نوعی بیمه اجتماعی در نظر گرفته بود. تاریخ سیستان می گوید: اندر ولایت خویش هر که را کم از پانصد درهم بودی از او خراج نستندی و او را صدقه دادی.

- اصطخری جغرافیا نویس مشهور سیستان را به این گونه معرفی می نماید (سیستان ولایتی پر نعمت است و خرما بسیار دارد و مردمان سیستان بیشتر مردمان توانگر باشند و از بیابانی که میان سیستان و مکران است غله بسیار خیزد.

- از این جمله می توان دریافت که بدون شک توانگری مردم سیستان محصول توانگری زمین سیستان و سیستم آبیاری پیشرفته و بالاخره محصول زحمات و پشتکار انسانهای نیرومند و قویدل آن زمان بوده است.

- محمد ابراهیم خدابنده لو که ظاهراً در یکی از سالهای 1275- 1285 هجری قمری به سیستان سفر کرده است ضمن گزارش خراسان و سیستان خود می نویسد: شهر سیستان از حیث اراضی و مزارع سر آمد روی زمین است به نحوی که از یک تخم 500 الی 1000 تخم برداشت مکرر از زمینها دیده شده است.

- روایت از سلیمان پیغمبر هنگام حضور در سیستان می فرماید: از چند جایی که رفتیم اینجا خوشتر است و امروز جهان بر عدل است و  جور نیست هولدیچ نیز می نویسد (سیستان در پارینه انبار گندم آسیا بود که ممکن است هم دیگر باره چنین شود در صورتی که طرز آبیاری بسیار عالی آن را که در قدیم معمول بود بر سر کار آورند.

- ابن خوقل در صوره الارض از فراوانی گندم و آسیابهای بادی در سیستان سخن به میان می آورد و می گوید که این نوع آسیابها مخصوص بلاد سیستان است و در همین راستا این اثیر می گوید: (سیستان ناحیتی آباد و پر است از خوردنیها) چنانکه مقدسی در احسن التقاسیم نوشته است که : (سیستان از آبادانی چنان است که گویی بر کاغذی نقاشی کرده اند.

همچنین قبل از مقول، مقدسی وقتی می خواهد شایستگی های کازرون را بیان کند آن را سیستان ناشناخته می نماد و (زی) در آخر نام سکزی را دلیل بر هوشیاری دارندگان این نام می داند و مردم سیستان را بزرگوارترین مردم جهان اسلام میداند و چون می خواهد سخن از آبادانی و سرسبزی خوارزم گوید آن را به سیستان شبیه می کند.

به قوا ابن خردادیه: «پول طلایی دینار بود که هر دینار (25/4) طلا داشت و پول نقره درهم بود که هر دهم (97/2) نقره داشت و در مالیات جنسی، کیلی معمول بود بنام کز(به ضم اول) معادل شش خروار و این سیستم تعاملی در زمانهای قبل از اسلام نیز در سیستان رایج بود.

یعقوب لیث دلاور نیز در مورد آبادانی سیستان چنین عنوان می نماید: (خاک سیستان ته نشست همین رودخانه هاست و به همین جهت بسیار حاصلخیز و از نوع خاک دره فراست و دجله و نیل و سایر دره های آباد است و این خاکی است که یکی از قدیمی ترین تمدنها را در خود پرورانده است.

سیستان در عهد صفویه به انبار گندم ایران معروف بود زیرا در سال 997 ه.ش در زمان سلطنت شاه عباسی اول، سیستان به داد خراسان رسید به این گونه که (برای رفع کمبود هزار تومان زر از دیوان اعلی نزد ملک الملوک و کلانتر سیستان آمد که نواب کامیاب از کل ممالک خراسان غله ابتیاع می نماید و هشت هزار خروار غله از سیستان ابتیاع می نماید) ناحیه های باستانی حوضدار و رامرود به گواهی احیاء الملوک تا عهد صفویه نیز آباد بوده و گویا این منطقه از اوایل دوران قاجاریه به ویرانی گراییده است.

تیمور لنگ در کتاب (منم تیمور جهانگشا) از سیستان چنین یاد میکند: در زابلستان من نواده های عده ای از پهلوانان را که در اشعار فردوسی از آنها نام برده شده است دیدم و با آنها صحبت کردم وقتی من قامت بلند مردان روستایی را می دیدم و گاوهای ستبر آنها را از نظر می گذرانیدم و می شنیدم که با زبان فارسی صحبت می کنند یقین حاصل نمودم که آنجا زادگاه رستم است. فردوسی در اشعار خود از یک رستم نام برده و من در زابلستان هزارها رستم را دیدم.

از چیزهایی که باعث حیرت من شد این بود که فهمیدم در زابلستان می توان در سال سه محصول برداشت. زیرا هوا گرم و آب فراوان است ولی آنقدر زمین حاصلخیز میباشد که سکنه زابلستان به دو محصول و در بعضی از سالها به یک محصول اکتفا می نمایند و احتیاج ندارند دو محصول بردارند.

به هر حال اکثر جهانگردان و سیاحانی که از سیستان دیدن کرده اند تاکید بر آبادانی حاصلخیزی و انبار غله بودن آن داشته اند چنانچه ساکنین در سفرنامه خود می نویسد (سیستان مصر کوچک و به منزله انبار غله مناطق مجاور خود است اما در واقع می توان گفت که مغول بساط مدنیت را از سیستان برچید و بندهای هیرمند را ویران کرد و کشتزارها و خرمنها و آسیابهای بادی سوخته را از خود به جای گذاشت. و در ادامه نیز آخرین مرحله از افول تمدن کهن سیستان در زمان قاجار اتفاق می افتد و استعمارگران انگلیسی در تفرقه بین مذاهب اسلامی بسیار برنامه ریزی شده عمل کردند.