پارادایم و جغرافیا
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦ : توسط : دکترغلامعلی خمر

مفهوم پارادایم : در فلسفه ی علم به زاویه ی دید پارادایم گفته اند این کلمه ازیونانی گرفته شده واصل یونانی آن به معنای الگو بوده و امروز به معنای نگرش یا بینش و زاویه دید یا دیدگاه است . پارادایم درلغت به معنای (مثل الگو مدل) سرمشق آمده است پارادایم در واقع معرف یک هسته و مصدراولیه است که به طریقی منشا تکثر و شکل گیری اموری متعددی ازآن می باشد. ازنظر تامس کوهن پارادایم عبارتنداز: مجموعه ی قوانین و مقررات ،ابزار روش ها،مد ل ،پیش فرض اصول موضوعه وچهارچوب مفاهیمی دریک رشته ی معین که در یک دوره خاص وتوسط اکثرافرادودانشمندان آن علم پذیرفته ومبنای عمل آن ها قرارگرفته است . پارادایم ها عبارتند از: مجموعه ای ازنظریه وفرضیات ریزکلان موافق مخالف دریک دوره ی زمانی اعتبار بوده و مورد توافق علمای همان رشته اند . ارکان پارادایم :پارادایم دارای ویژگی های زیراست :یک پارادایم ها اموری فرا گیرند یعنی در تمام زمینه های زندگی یافت می شوندودارای اشکال گوناگون حرفه ای ،شخصی ،معنوی یا اجتماعی اند . د و: پارادایم ها اموری متغیرند یعنی به رغم میل افراد آن چه راکه مهم است نشان ن می دهند درحال مسا ئل موثرند آشکارکرده ودرشرف تغییرقرارمی دهند. سه :پارادایم های جدید را افراد جدیدی آورند یعنی ایده های جدید به طور معمول توسط کسانی که خارج ازنظام وارد آن می شوند البته به پارادایم های قبل آگاه نیستند موجودی آیند. چهار: پیش تازان قدرت تغییر پارادایم های برخوردارند در اصل پارادایم جدید متکی بر شجاعت عظیم اعتماد به نفس و آیند ه نگری آنهاست . مکتبهای مختلف جغرافیا رامی توان درچهاردسته اصلی طبقه بندی کرد . یک: پارادایم متناسب با دیدگاه محیط گرایی . دو: پارادایم های متناسب با دیدگاه ناحیه ای . سه : پارادایم های متناسب با دیدگاه فضایی . چهار:پارادایم های متنا سب با دیدگاه رفتارگرایی . .

فلسفه ،پارادایم و جغرافیا

 1- فلسفه شیوه نگرش شخص به زندگی وجهان است .2- فلسفه تلاش در جهت بالندگی بینش نسبت به کل نظا م می باشد . 3- فلسفه تحلیل منطقی زبان و روشنگری معنی کلما ت و مفاهیم است . 4- علامه سیدمحمد حسین طبا طبایی می گوید فلسفه عبارت است از یک سلسله مسائل براساس برهان وقیاس عقلی که ازمطلق وجود احکام و عوارض آن گفتگو می کند . اندیشه فلسفی به موضوع خاصی محدود نمی شود وهرموضوعی می تواندبا دید فلسفی نگریسته شود پس فلسفه از طبیعت اندیشیدن برمی خیزد ودرحقیقت فلسفه همان اندیشیدن خردمندانه است . سرمنشا کلمه فلسفه ازیونانی به معنی (خرد دوستی ودانش دوستی )می باشد

در مطالعه پارادایم هاازسه نوع پارادایم نام می برند : 1- پارادایم متافیزیکی :مجموعه ای ازباور ها،دیدگاه ها جهانی در علوم و دیدگاه گشتالتی 2- پارادایم جامعه شناسی : دستاورد های فراگیرعلمی 3- پارادایم های  ساخته شده کتابهای درسی محققانه .

دیوید استوارت جغرافیدان نامدارانگلیسی بکار گیری پارادایم رادرمباحث جغرافیایی درسه قلمرو عمده مورد توجه قرارمی دهد 1- رانش – جابجایی قاره ای وتکتونیک صفحه ای . 2- ژئومورفولوژی دیویسی؛تحلیل تاریخی – زمانی اشکال ناهمواریها .این پارادایم ،ازاواخر قرن نوزدهم تامرگ موریس

دیویس درسال 1935 مطرح بوده است . 3- دراثرمعروف پترهاگت باعنوان (تحلیل مکانی درجغرافیای انسانی )که باروشهای کمی همراه می باشد، مدلهای نظریه ای کلاسیک از: تونن ، وبر، کریستالرولوش ، همچنین مدلهای نظریه ای نواز : ایزارد، گریسون، بری ،هاگراستراند، موردتحلیل قرارگرفته است .


 
جغرافیا
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦ : توسط : دکترغلامعلی خمر

جغرافیا مطالعه روابط بین جوامع متشکل انسانی ومحیط زندگی آنهاست (انجمن بین المللی جغرافیا) چهره های جغرافیایی سیاره ی زمین ازدوعامل طبیعی و انسانی تشکیل شده است وهرمحیط جغرافیایی هم چنانچه دارای آثار انسانی است از تاثیرات محیط طبیعی نیزبهره مند وظیفه ی اصلی ونقش مهم تعالیم جغرافیایی مطالعه و کشف رابطه ی علت و معلول بین اوضاع وجوامع انسانی است هدف ازآموزش جغرافیا نمایاندن علل ظهور اشکال مختلف حیات درسیاره ی زمین وآشنایی با هماهنگی یا ناهماهنگی جوامع انسانی دررابطه با محیط طبیعی است . پیدایش وظهوراشکال متنوع درحیات انسانی ،گیاهی وحیوانی نتیجه ی تاثیر مستقیم عوامل طبیعی نظیر: آب و هوا،پستی و بلندی،نوع خاک،آبهای ساکن و روان است درمطالعات جغرافیایی کلیه ی این عوامل یکجا توام و باهم در تکوین و گسترش پدیده های حیات درسیاره ی زمین موثرمی افتدویک نظم طبیعی ،نظام انسانی و اقتصادی ویژه یی منطبق محیط طبیعی بوجود نمی آورد . . هاوری معتعقداست که جغرافیا به توصیف و تحلیل تفا وت ناحیه ای سطح زمین می پردازد لذا شامل دوقسمت می باشد قسمت اول آن با کلمه چگونه سروکار دارد که می بایستی درمورد پدیده به مطالعه بپردازیم . قسمت دوم شامل کلمه ی چه می باشد مفهوم آ ن این است که درمورد چه مسئله ای می پردازیم . درواقع مسئله قلمرو های از اشیا وعملکردها را شناسایی می کند هاروی معتقداست که برای ایجاد یک تبیین بایستی سه موضوع را مورد توجه قرار داد اول : مهمترین بررسی نسبت به ساختن یک تبیین شامل بررسی قیاسی پیش بینی کننده باشد بنابراین هدف آنست که ازاین طریق به ایجاد بیانیه ها یا قوانین نائل شویم به طور تجربی نشا ن دهیم که این قوانین بر رفتار انواع گوناگون وقا یع احاطه دارد. مورد دوم : که درایجاد یاساختن یک تبیین بایستی مورد توجه قرارگیرد شامل دیدگاه رابطه ای است که دراین دیدگاه تبیین به موضوعی مورد توجه است مورد سوم : دربنا نمودن تبیین ساختن مدل است بنابراین تبیین توصیف چیزی راکه مشاهده نمی شود در برمی گیرد . جغرافیا پراکندگی افتراق وبا ساخت مکانی –فضایی پدیده ها رادر ارتباط با ساختاراجتماعی – اقتصادی تبیین می کند (حسین شکویی ). جغرافیا عبارت است از روابط متقابل انسان تکتنیک ، مدیریت ومحیط (محمدحسین پا پلی یزدی ). جغرافیا به منزله ی علم همبستگی بین علوم طبیعی وپژوهشهای انسانی است (فردریک راتزل ).