"دستور حضرت آقا به جهانگیری : حتما به زابل بروید"
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٧/۱۳ : توسط : دکترغلامعلی خمر

"دستور حضرت آقا به جهانگیری : حتما به زابل بروید"

فرض را بر این بگذاریم که همین هفته آینده آقای جهانگیری به زابل بیاید چه طرح و برنامه ای برایش دارید.

در اینکه مدیران ما استاد فرصت سوزی اند شک نکنید.

مسلما به دلایل امنیتی در بین مردم حاضر نخواهد شد و در مکانی بسته و البته بسیار مطبوع وخنک مدیران با چاپلوسی تمام، دردها و مشکلات سیستان را به سمع و نظرشان خواهد رساند.

جمع بندی نشستها هم متوجه کشور افغانستان به عنوان مقصر اصلی و عدم تحقق حقابه و قول پیگیری از طرف آقای جهانگیری ختم میشود.

نه طرحی نه ایده ای و نه تعهدی برای انجام قول پایتخت نشین های زابل ندیده.

کارناوال عکس های یادگاری و پر کردن رزومه های کاری مدیران راه می افتد.

آن نماینده مدعی می شود که من آوردمش آن یکی میگوید من همه مطالب را خصوصی به ایشان گفتم.

آنقدر چهره های متظاهر جلوی آقای معاون رژه میروند که آقای معاون به ضریب هوشیمان پی می برد.

کدامیک از مدیران صدای رسای سیستان خواهد بود.؟

فرد اول منطقه که نمیداند فردا هست یا نه. فرد دوم که در حال راضی نگهداشتن ولی نعمتانش است. فرد سوم هم در مسافرت دائمی است و فرد چهارم ما هم به صاحبان قدرت وصله که نمیشود به او نازکتر از گل گفت یا کاری از او خواست.فرد پنجم .... و

پس بخاطر اینکه هیچ ابتکار، طرح و برنامه هوشمندانه ای برای بهره برداری از این سفر نداریم ؛ آمدن و نیامدن آقای جهانگیری علی السویه است .

قرار نیست برای سیستان اتفاقی بیفتد.

مگر

مگر

مگر

مگر اینکه خود مردم و دلسوزان فعال در فضای مجازی همانند پیگیری "منطقه آزادتجاری" آستین ها را بالا برنند و بدون ملاحظات سیاسی و اجرایی مدیران منطقه ای، طرحی نو براندازند.

ما می توانیم با اعتماد به مردم خاصه جوانان و با صداقت، عدالت و برنامه محوری به آینده سیستان امیدوار باشیم.


 
بر باد رفته
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٧/۱۳ : توسط : دکترغلامعلی خمر

قطره اشکی از گونه چروکیده پیرمردی روستایی بر روی زمین ترک دار هامون می چکد.

همزمان با صدای برخورد این قطره اشک ، صدای ضجه و ناله هزاران نفر سکوت صحنه را میشکند.

ناله ها به صورت در هم تنیده ای از چهار سوی صحنه به گوش می رسد.

نگاه پیرمرد به سمتی متمرکز میشود، در دوردست مرد ماهیگیری دیده می شود که با دستانی خالی به بستر خشکیده دریاچه ای ناامیدانه می نگرد و روی برگشتن به خانه ندارد. غرورش شکسته شده و تنها با خود و برای خود می گرید.

چهره پیرمرد گرفته تر شده و صدای حزن آلود چوپانی در سویی دیگر توجه اش را جلب میکند. چشم انداز بسیار حزن آلود از دامهای تکیده و بی رمقش همراه با صدای ضجه گونه گوسفندان ، صحنه حزن آلودی را ترسیم میکند.

نگاه پیرمرد امیدوارانه به دنبال جوانان است شاید اندوهش کم شود ولی چهره های رنگ پریده و ناامید جوانان که حتی برای کارگری به رفسنجان در حال التماس هستند بغض را می ترکاند و صدای هق هق گریه اش تمام فضا را اشغال میکند.

گویی مردم اینجا که سوء تغذیه در آنها بیداد میکنند نفرین شدگان و یا زندانیان محکوم با اعمال شاقه اند.

در قطرات پیاپی اشک پیرمرد ، چهره دلربای حضرت آقا نمایان میشود.

کلامی روحانی و ملکوتی است که خطاب به آقای جهانگیری بیان میشود :

حتما به زابل بروید.

طنین و تکرار این صدا پیرمرد را منقلب می کند از جا بر میخیزد کم کم صدای دهل و ساز از دور دست به گوش می رسد.

نگاه دقیقتر پیرمرد به گرد و غباری که در افق گسترده شده متوجه نمایان شدن چهره ای آشناست.

آقای جهانگیری که کم کم با کم رنگ شدن گرد و غبار و بلند شدن ضرب آهنگ ساز محلی نمایان می شود.

صدایی بلند و رسا به گوش میرسد.

آب زنید راه را هین که نگار می رسد

مژده دهید باغ را بوی بهار می رسد.

با ریتم تند آهنگ، جنبش عجیبی در منطقه پدید می آید.

کوچه ها آب و جارو می شود.

قصیده ها و غزلها آماده می شود.

نهرآب، پر آب می شود.

سخنرانیها آماده می شود.

پیش سفرها شکل می گیرد، به افغانستان و سیستان و ...

می رود که اتفاقی از جنس خوب برای سیستان بیافتد.

پیرمرد آهی می کشد و با لحنی لرزان می گوید:

خدایا می شود .

" هامون پر آب شود"

" کارخانه ساخته شود"

" اشتغال ایجاد شود"

"مرز باز شود"

"راه آهن بیاید"

" گاز بیاید"

" عزت سیستانی بر گردد"

و....

در آخرین صحنه در افق در کنار قد خمیده پیرمرد این جمله نقش می بندد:

"آیا رویاهای سیستان، تعبیر و محقق میشود"


 
چقدر زود دیر می شود. به بهانه حضور آقای جهانگیری در سیستان
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٧/۱۳ : توسط : دکترغلامعلی خمر

آقای جهانگیری که برای آمدنش لحظه شماری می کردیم.

برایش شعر و قصیده آماده کرده بودیم.

قصه های پر غصه مان را ساز کرده بودیم.

آرزوهای سالمندان خمیده مان را در افق حک کرده بودیم.

شهرمان را آب و جارو کرده بودیم.

و...

.
.  

سریعتر و تندتر از بادهای همزادمان آمد و رفت.

مصوبات شگفت آوری دیدیم.

باز وصل شدیم به دیار خوبان به کارگروه مکران سیستان.

بیرجند محور اتصال راه آهن آسیای میانه شد.

و...

اکنون ما مانده ایم و کوله باری از خواهشهای جان افروز.

دیگر ماسک زدنهای پیاپی، چفیه هدیه دادنهای متوالی ، دل نوشته های سوزناک، نمایش فیلمهای سیستانوود و تقاضاهای ده ده و ... در دل سنگ کارگزاران و مدیران اثری نمیگذارد.

سیستان به کدامین گناه عقوبت می شود.

دلم میخواست...

دلم میخواست...

دست مرگ را از دامن سیستان کوتاه میکردم.

در این دنیا که جز گرد و غبار از ما نمی ماند جهان زین تلخکامیهای ناهنگام بس می کرد.

نمی گویم پرستوی زمان را در قفس می کرد.

نمی گویم به هر کس عیش و نوش رایگان میداد.

همین ده رور هستی را امان میداد.

مگر این آرزو خام است.

مگر روح سیستان همواره سرگردان است.

دگر این آسمان در هم نمی ریزد.

دگر این کهکشان از هم نمی پاشد.

بیا تاما

فلک را سخت بشکافیم و طرحی نو براندازیم.


 
بودن یا نبودن - خودروی ایرانی
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٧/۱۳ : توسط : دکترغلامعلی خمر

اظهار نظر وزیری از دولت تدبیر و امید، آتشی به خرمن یک بغض چند ساله افکند.

"هرکس خودروی ایرانی نخرد، ضد انقلاب است."

از خیلی قبل قیمت بالا و کیفیت پایین خودروی ملی ورد زبانها و نقل مجالس بود.

دولتی مشابه دولت تدبیر و امید نیز قیمت خودروی ملی را غیر واقعی دانسته و مصمم به کاهش قیمت آن بود ولی موفقیتی بدست نیاورد.

حالا با توافق هسته ای و با تصور باز شدن بازارهای داخلی ایران به روی کالاهای خارجی خصوصا خودرو، این شائبه کاهش قیمت خودروهای ملی باز پررنگ شده.

بغض چند ساله ترکید.

تحریم خودروی ملی بر روی میز مردم قرار گرفت.

اما...

چرا از تحریم مردم می ترسیم.

شاید این حرکت را همسو با تحریم های آمریکا و کشورهای غربی می پنداریم.

حالا که تحریم های خارجی در حال اضمحلال است ، تحریم های داخلی شروع می شود یعنی فشار همچنان حفظ می شود.

پس تحریم ها همچنان حفظ شده فقط ماهیتش فرق کرده و از خارجی به داخلی تبدیل شده است.

 پرده دوم:

یکی به نعل یکی به میخ

در طی سالهای پس از انقلاب شعارها و پیامهای متعددی را دریافت کردیم:

"ایرانی کالای ایرانی بخر، اقتصاد مقاومتی، حمایت از صنایع بومی و داخلی ...".

با توافق هسته ای که توسط دولت و رسانه ها خیلی بزرگ و اثرگذار جلوه داده شد، سطح توقعات مردم بالا رفت، انتظار جهشی قابل توجه و چند ماهه در ذهن مردم نقش بست و باعث گردیدکه هنوز لبخند توافق هسته ای به خنده تبدیل نگردیده با موج تحریمهای داخلی پسا تحریم هسته ای، به چهره دولت بخشکد.

تحریم خودروهای داخلی ضربه وحشتناکی بر بدنه اقتصادی دولت وارد کرد.

دولتی که از پرداخت یارانه ها عاجز است.

با کاهش شدید قیمت نفت در بازارهای جهانی روبروست.

بسیاری از وعده ها هنوز محقق نشده.

و....

معلوم است که وزیر صنعتش که بیشترین فشار را تحمل می کند زیر بار اینهمه نگاه و توقع به ادبیات پرخاش متوسل شود.

اما چاره چیست .

در پرده سوم به سه راهکار اشاره و منتظر راهکارهای پیشنهادی شما به انتظار می نشینیم.

 پرده سوم: چاره چیست.

سه راهکاری که می توان برای خروج از این بحران "خریدن یا نخریدن خودروی ملی" برشمرد عبارتند از :

1- تحریم خرید خودروی ملی

خودروی داخلی چندین سال فرصت داشته و دیگر لیاقت اینهمه گذشت و صبوری مردم را ندارد. چرا باید میلیونها نفر تاوان ضعف عده ای قلیل را به بهانه حمایت صنایع داخلی بدهند.

2 - عدم تحریم و حمایت از صنایع داخلی:

تحریم خودروی ملی یعنی نابودی تولیداتی که بدست فرزندان خودمان و لو ناقص تهیه شده اند.

این دولت به پاس کار بزرگی که مذاکرات انجام داده مستوجب حمایت است نه تحریم.

3 - دادن فرصت محدود به خودروسازان:

می توان به خودروسازان در بازه زمانی دو تا پنچساله فرصت داد تا ضمن افزایش کیفیت خودروی داخلی در کاهش قیمت آن نیز گامهای عملی بردارند.

نظر شما چیه.


 
حج تمتع 94 - اتفاقات و انتظارات
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٧/۱۳ : توسط : دکترغلامعلی خمر

سئوالاتی را یکی از دانشجویانم خانم گهر میر در مورد وقایع اخیر در عربستان پرسیدند و چون دوستان دیگری در کمپین هواداران اینجانب تاکید بر ارائه نظر من داشتند بر آن شدم مطالبی را هر چتد ناقص در اینخصوص به رشته تحریر در آورم.

.

در باب حوادث مصیبت بار حج تمتع امسال که خانواده هایی زیادی از ایران عزیز را نگران و عزادار کرد ، ذکر چند نکته و توضیح چند سئوال الزامی به نظر میرسد:

اول :

آیا این اتفاق عمدی بوده است یا سهوی

مقصر این فاجعه کیست

حکومت عربستان یا حجاج

دوم:

واکنش دولت و مردم ایران چگونه بوده است

سوم:

ضرورت رفتن یا نرفتن به حج

چهارم:

چه باید کرد.

.

جواب سوال اول:

در عمدی و با برنامه بودن حوادث اخیر نمی توان زیاد شک کرد.

حکومت نالایق و پادشاهی آل سعود که ساختاری غیر دموکراتیک دارد و بالطبع به هیچکس پاسخگو نیست در راستای اقدامات اسلام ستیزانه خود همچون حمایت از گروه وحشی داعش ، بر آنست تا با آفرینش چنین فجایعی جهان اسلام را خرافی، فاقد اداب مدنی در تجمعات دینی، بدوی و نیازمند آموزش برای ورود به دهکده جهانی معرفی کنند.

شک نکنید که از هم اکنون سناریوهای بعدی را هم طراحی کرده اند و چالشهای دیگری را هم برای مسلمانان جهان رقم خواهند زد.

ساده لوحانه است اگر بگوییم کشته شدن و مفقود شدن هزاران مسلمان سهوا بوده و تنها تعدادی از مامورانشان اشتباه کرده اند

اگر به نحوه امدادرسانی و ... اگر دقت بیشتری کنیم عمدی بودن فجایع بیشتر اثبات می شود.

.

جواب سئوال دوم:

واکنش دولت و مردم را ضعیف و نارسا می بینم.

دولتمردان که در نیویورک و سرگرم دید وبازدیدهای مرسوم سازمان ملل هستند می توانستند با عملی انقلابی همچون ترک جلسه و یا واکنشهای تاثیر گذارتر در کاهش و التیام خانواده های داغدار موثر باشند.

هرچند با احضار چند باره کاردار عربستان و موضع گیری مناسب و به موقع دولتمردان در حد متعارف و عرف بین الملل اقدامات مناسبی انجام شد.

اما نکته دردآور واکنش منفی تعدادی از مردم که البته محدود هم هستند در مورد حاجیان و عدم ضرورت حضورشان در عربستان و ادای فریضه حج بود.

عده ای پا را فراتر گذاشته و در حالی که تعدادی از هموطنانشان، چشمانشان اشک آلود است و در غم درگذشت مظلومانه و غریبانه عزیزانشان خون میگریند؛ باب شوخی و مزاح را باز کرده و نمک بر زخم خانواده های داغدار و ملت ایران می ریزند.

جا دارد با بصیرت و هوشمندی که در جامعه ایران اسلامی جاری و ساری است اجازه ندهیم بیش از این ارزشها، زیر سئوال و به سخره گرفته شوند.

.

جواب سئوال سوم:

حج یکی از مهمترین فروع دین و از فرایض دین مبین اسلام است .

مسلمانان مکلفند با داشتن شرایطی ، در شهر مکه مجموعه ای از اعمال نیایشی را به جا آورند.

حدیثی از امام صادق (ع) میخوانیم:

"کسانی که حج و عمره رابه جا آورند، مهمان خدا هستند. هر چه بخواهند خدا به آنها میدهد و اگر در این راه بمیرندخداوند تمام گناهان آنها را می بخشد".

از طرفی فریضه حج دارای جنبه های سیاسی و اجتماعی نیز هست که همانند جنبه عبادی اش ویژگی خاص دارد.

.

جواب سئوال چهارم:

راهکارهای متفاوتی در فضای مجازی مطرح شده است.

اینکه به سفر حج نرویم که دقیقا خواست دشمنان اسلام است تا با تحریم یک فریضه الهی ، وحدت جهان اسلام را بشکنند.

اینکه از در خصومت و برخوردهای نظامی یا تهدید جلو برویم و ...

به نظر میرسد مطلوبترین و بهترین راهکار ، همراه کردن جهان اسلام است خاصه کشورهایی که در این فاجعه آسیب دیده اند.

هر چند با توجه به حمایت های دنیای غرب و اروپا از عربستان به سادگی نمیتوان از مسولیت برگزاری حج ، آل سعود را خلع ید کرد ولی میتوان پیشنهاد نمود که:

در گام اول ، کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی ، ناظرین و برنامه ریزانی را از دیگر کشورهای اسلامی برای بهتر برگزار شدن مناسک مقدس حج انتخاب کرد.

ایران باید حق شکایت از حکومت خبیث آل سعود را در جوامع بین المللی و دادگاه لاهه برای خود محفوظ بدارد و دیگر کشورهای مصیبت دیده را به اینکار ترغیب نماید.


 
گزارش عملکرد شهرداری قسمت چهاردهم
ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٦ : توسط : دکترغلامعلی خمر

نکته دیگری که در انتها باید اشاره کنم تاکید بر عدالت محوری بودن فعالیتهای شهرداری بود یعنی فقط به بخش خاصی توجه و تاکید نشد بلکه فعالیتهای شهرداری در تمام بخش های شهر خاصه در نواحی کم برخوردار هم  انجام می شد.

خیابانهای شهید ژیانی ، خیابان زال و خیابان حافظ  که سالهای  زیادی در انتظار آسفالت بودند و وضعیت اسفباری داشتند در اولویت قرار گرفتند و با بضاعت اندک شهرداری آسفالت شد.

محلاتی بودند که حتی از سال 1385 هزینه مشارکت آسفالت را پرداخت کرده بودند اقدامی برایشان صورت نگرفته بود و هیچ امیدی  هم نداشتند در جدولی و براساس فیش واریزی در اولویت قرار گرفتند .

 لیست تنظیمی در اختیار مردم قرار گرفت تا اگر شهرداری تخطی کرد مورد برخورد و اعتراضشان قرار گیرد. هیچ ذی نفوذی حق نداشت خارج از نوبت ؛ دستور یا توصیه بهسازی یا آسفالت را بدهد.

در انتهای خیابان هیرمند 72  برای  تحقق عدالت شهری ؛شروع به احداث پارک محله ای کردیم که هروزه مورد بازدید اینجانب قرار می گرفت. شور و شوق فراوانی در اهالی محل شکل گرفته بود چرا که تا  کیلومترها   با   پارک شهر فاصله  داشتند و محروم از پارک محله ای بودند.

متاسفانه در بازدیدی که بعد از پایان دوران شهرداری ام از وضعیت پارک  داشتم  متوجه تعلیق و عدم اراده برای ساخت آن شدم.

اهالی محل خیلی مراجعه کردند و از این موضوع ناراحت بودند و من به تفاوت سلیقه شهرداران در ساخت شهر اشاره کردم و تقاضای صبر و دعا برایشان کردم.

   اصلاح و بهسازی میدان حسن آباد که به بوته فراموشی سپرده شده بود باعث خوشحالی مردم شده بود و حتی تعدادی از مردم منطقه به شهرداری مراجعه و پس از ملاقات با اینجانب عوارض شهری را با رضایت و خرسندی پرداخت کردند.

 

ورودی شهر زابل از طرف شمال یعنی جاده نهبندان- مشهد ؛ میدانی به نام قائمیه واقع شده بود که در مرز شهرستان نیمروز و شهرستان زابل قرار داشت همه کسانی که در سالهای گذشته به زابل آمدند شهادت میدهند که وضعیت اسفناکی داشت .

بعد از آوردن 200 کامیون خاک مرغوب تازه میدان هم سطح خیابان شد و پس از تامین آب و تعمیر برج نوری ؛ فضای سبز نسبتا مناسبی احداث شد.

همه این فعالیت ها ی شهرداری در طی یکسال در شرایطی رخ داد که کمترین تخصیص بودجه در طول عمر شهرداری به آن اختصاص یافت.

بیش از 3 ماه حساب شهرداری مسدود بود و تمامی درآمدهای شهرداری برداشت شده بود.

فکر کنم در تاریخ شهرداریهای جهان بی سابقه باشد که حساب آتش نشانی شهری مسدود شود و هیچ مدیر حکومتی گامی برای حل این معضل برندارد.قدرت برداشت پول برای خرید گازوئیل ماشینهای آتش نشانی را نداشتیم.

با اینحال شاهدیم که در آتش سوزی سایت شهر سوخته قبل از اینکه فرماندار شهرستان هامون خان پرندوار مطلع شود ماموران مجاهد آتش نشانی  شهرستان زابل با مدیریت خوب مهندس   میرحدی      آتش را مهار کردند.

 دو حادثه کم سابقه و بسیار خسارت بار برای شهرداری رخ داد  یعنی بارش برف کم سابقه  و طوفان شن که حجم زیادی از فضای سبز و وسائط نقلیه شهرداری را زمینگیر کرد.

اما جان کلام اینکه  

این همه گفتیم لیک اندر بسیچ.                            بی‌عنایات خدا هیچیم هیچ

دکتر غلامعلی خمر

عضو هیات علمی دانشگاه زابل و شهردار سابق شهر زابل

 


 
گزارش عملکرد شهرداری قسمت سیزدهم
ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٦ : توسط : دکترغلامعلی خمر

استفاده از هویت تاریخی و طبیعی در منطقه ( المان شهری )

سیستان دارای افتخارات و مشاهیر بزرگی است و آثار تاریخی باستانی فرهنگی و هنری و... فراوانی را در خود جای داده که می بایست از آنها به عنوان نشانه های شهری بهره بریم در شروع کار دو اثر تاریخی و طبیعی را طراحی و در حال ساخت آن هستیم .

بهره مندی از نشانه های شهری در راستای حفظ الگوهای حاکم بر فرهنگ شهر از طریق آموزش های شهروندی  منجربه  تقویت روح جمعی می شود. وجود این گونه نشانه ها شهری باعث شده که عناصر اصلی شهروندی چون  نظام (فرهنگی، اجتماعی، حقوقی، سیاسی)، حس هویت شهروندی و حس تعلق به شهر در تعامل (اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اخلاقی) شهروندان اثرگذار باشد، چنین آموزه هایی با رفتارهای اجتماعی، نوع دوستانه، جوانمردانه، اخلاقی، وظیفه شناسی،  هویت محور و... ارتباط تنگاتنگی دارد.

براساس یافته های علمی و نیاز منطقه  با توجه به عدم توجه به اهمیت   این نشانه ؛ یادمان و یادبود دریاچه هامون به عنوان بزرگترین دریاچه و پهناورترین پهنه آب شیرین برای پرورش آبزیان و احداث کوه خواجه در ضلع غربی پارک ملت طراحی  و بخشهایی از آن  هم اجرایی شد ولی  بدلایلی ... این طرح توجیه اقتصادی ٰ ٰ؛ سیاسی و ... نداشته است.

عقب افتاده ترین شهرهای دنیا  حداقل فضای دریاچه ای برای ایجاد شادابی  و آرامش ساکنانش دارد  اما اینجا ....

 اجرا اس باد در ضلع جنوبی فلکه رستم که با توجه به وزش بادهای 120 روزه و داشتن امتیاز اولین خواستگاه آس باد جهان به گفته محقق ( دکتر صداقت کیش ) کشور هلند تمبری را چاپ نموده که بر روی آن تاکید شده  که اس باد از سیستان به هلند رفته است با توجه به اهمیت این اثر باستانی بر آن شدیم تا  آس بادی را به صورت کاملا اجرایی و قابل انجام به عملیات و کارکرد مثبت جهت آرد کردن گندم و ...داشته باشد طراحی و اجرا کنیم

برای اینکه در چند نقطه از شهر با دستیابی بر تکنولوژی ساخت آس باد هایی را طراحی کنیم تا مردم بتوانند گندم را به رایگان و بدون اثرات زیست محیطی و بدون هزینه های جاری به روش سنتی آرد کنند احیاء کنیم .

البته در ساخت  و اجرای این سازه باستانی و بسیار مدرن آقایان مهندس محمد مهدی کیخا عضو هیات علمی گروه  مکانیک دانشگاه زابل و مهندس پودینه  مدیر عمران شهرداری نقش موثری داشتند و چندی پیش که معمار پیر و شاید آخرین بازمانده  سازندگان آسباد جهان برای دریافت حداقل مطالبات به شهرداری مراجعه کرده ؛ او را مورد شماتت قرار داده و گفته اند چوبهایت را بردار   و   ببر. لابد   اینهم توجیه  ندارد.


 
گزارش عملکرد شهرداری قسمت دوازدهم
ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٦ : توسط : دکترغلامعلی خمر

طوفانهای بی سابقه و بادهای 120 روزه معروف که از حد طبیعی گذشته بود و باعث تخریب شدید  درختان و فضای سبز شهرمان داشته و در نتیجه باعث حالت انزوال در بعضی نقاط فضای سبز شده است.

 

 

به ارث رسیدن مطالبات شهرداری که کمافی سابق همچنان مجبور به پرداخت آنها هستیم ، علت رکود کاریمان بیشتر به دلیل پرداخت آنها می باشد 


 
← صفحه بعد